Thursday, July 23, 2015

سرچشمه اصلی شبهات

مقاله شماره (۳) سرچشمه اصلی شبهات
- بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُهْتَدُونَ [زخرف : ۲۲]
در مقا له گذشته به برخی از علل شبهات اشاره شد، در این مقاله قصد بر این است که علت اصلی مخالفت با رسولان، و ایراد شبهات بر علیه آنان را مورد بررسی قرار دهیم.
۱---------------------------------ا
انسانها در جامعه با هم زندگی می‌کنند و از بچگی به آداب و رسوم جامعه خود عادت کرده و دل می بندند، واز جمله بزرگ ترین این آداب و رسوم، دین رسمی و آباء و اجدادی هر جامعه می‌باشد، که جزء تابوهای هر جامعه بوده و به هیچکس اجازه شک و تردید، و یا کوچکترین تغییر و دستکاری در آن داده نمی شود، و هر کس هم وارد این حوزه شود با عکس العمل شدید جامعه روبرو می شود.
دین که در شکل صحیحش رهنمودهای پروردگار عالم به بشر خاکی می باشد و توسط انبیاء و اوصیاء به بشر ارائه می گردد، بعد از فاصله گرفتن از سرچشمه اصلی خویش، کم کم و بمرور ایام و سالها، توسط انسانهای غیر مرتبط با وحی و آسمان، کم کم مورد تفسیر و در ادامه مورد تعبیر اشتباه و تغییر قرار می گیرد و رفته رفته، جز اسم و رسم و رسوم بی محتوی، و به تعبیر امیرالمؤمنین، جز پوستینی وارونه از آن باقی نمی ماند.
متصدیان رسمی و روحانیان ادیان نیز رفته رفته رسمیت یافته، و دم و دستگاه خاص خود را ایجاد می کنند، بنحوی که مثلا حین ظهور حضرت مسیح ع، روحانیان یهودیت، یک دستگاه عریض و طویل و پر طمطراقی برای خود ایجاد کرده بودند، که اگر از آن به عنوان دستگاه سلطنت دینی تعبیر کنیم، پر بیراهه نرفته ایم.
با این وصف، رسولان وقتی می آمدند که، دین اصلی از محتوی خالی شده، تحریف شده و از آن جز رسم و رسومی بی محتوی باقی نمانده بود، و در مقابل، دستگاهی عریض و طویل و پرنفوذ و پرطمطراق، تحت عنوان روحانیون و متولیان آن دین ایجاد شده بود.
حال رسولان با مسئولیتی خطیر و در عین حال خطرناک، وارد صحنه جامعه شده و رسالت خطیر و عظیم خود را آغاز می کردند، یعنی باید همه آن تحریفات را کنار زده و محتوای اصلی دین الهی را بر گردانند!
یعنی دقیقاً انگشت روی آن نقطه حساس (دین و مذهب رسمی جامعه)گذاشته وقصد تغییرات اساسی در آن را داشته، و بلکه صریحا اعلام می کردند که این دین تحریف شده، و به مرور زمان دچار تغییرات فراوان شده، و باید با دین تر و تازه و جدید الهی جایگزین شود.
طبیعتا رسولان، مسئولیت این تحریفات را، متوجه روحانیون و علمای دین دانسته و انگشت اتهام را به سوی آنان نشانه می رفتند.
و لذا طبیعتا اولین گروهی که در این میدان صدای اعتراضشان بلند میشد، متولیان دین رسمی جامعه بودند، که رسول برانگیخته شده را خطری برای دین مستقر و رسمی تلقی کرده و موقعیت ممتاز اجتماعی خودشان را از جانب او در خطر می دیدند.
و چون نسبت به خودشان، و منافع گروهی خودشان احساس خطر و تهدید می کردند، فریاد وادیناه و واشریعتای آنها در مقابل رسولان بلند می شد، و فرستاده شده را فردی فریب خورده یا مجنون و روانی یا عامل نیروهای خارجی و خطرناک و عامل فتنه و بدعت و خطری برای دین (رسمی) اعلام می کردند، کاری که علمای یهود در قبال حضرت مسیح و سپس در مقابل حضرت رسول کردند .
با اعلام مخالفت علما و بزرگان دین، پیروان متدین و مقلد آنها نیز که به دین رسمی موجود عادت کرده و آنرا همان دین حقیقی خدا می پنداشتند، به فتوای بزرگان دین، به دشمنی سرسختانه با رسولان می پرداختند!
و اینچنین می شد که متدینین منتظر ظهور رسول موعود، به "الد الخصام" آنها تبدیل می شدند!
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ اَلنّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا اَلْيَهُود...َ ﴿۸۲﴾مائده
هر آینه دشمن ترین دشمنان نسبت به ایمان آورندگان را یهود خواهی یافت.
و این در حالی بود که یهود مهمترین گروه منتظران پیامبر ص بودند و اساسا به همین منظور از سرزمین مقدس مهاجرت کرده و به مدینه آمده بودند! و منتظر ظهورش بودند!
- اما چرا با موعود منتظرشان به دشمنی پرداختند؟
- چونکه علمایشان به آنها گفتند این "محمد" مصداق اون "محمدی" که ما منتظرش هستیم نیست و او تنها یک کذاب است که قصد ایجاد انحراف در دین آبا و اجدادی ما را دارد! و عوام هم چشم و گوش بسته حرف آنها را پذیرفته و از آنها پیروی کرده و دشمن پیامبر موعود شدند!
۲--------------------------------------ا
خداوند در قرآن کریم، بارها و در آیات مختلف، صریحا این واقعیت تلخ تاریخی را برای عبرت گرفتن و بیدار شدن ما انسانها، بیان داشته است، از جمله در آیه ای که در اول مقاله آورده شد:
بَلْ قٰالُوا إِنّٰا وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا عَلىٰ أُمَّةٍ وَ إِنّٰا عَلىٰ آثٰارِهِمْ مُهْتَدُونَ ﴿۲۲﴾ زخرف
بلکه(به رسول جدید) گفتند: «ما آباء (و اجداد و بزرگان) خود را بر این آیین یافتیم(این دین و آئین آبا و اجدادی ماست) و ما (هدایت را در) پى گیرى از آنان (دانسته)، و خود را در راه هدایت و هدایت یافته می دانیم.»

البته مشکل اصلی همه رسولان با مردم جامعه خودشان این بود که در مقابل تغییر دین تحریف شده مقاومت نشان می دادند و دین و پیام جدید را بدعت و گمراهی تلقی می کردند، و این همیشه و با همه رسولان تکرار شده و خواهد شد، چنانچه پیامبر اسلام ص نیز با شدیدترین مقاومتها و درگیریها و بگیر و ببند و بکشها روبرو شد لذا خداوند برای دلجوئی از رسولش آیه زیر را نازل کرد:
وَ كَذٰلِكَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلاّٰ قٰالَ مُتْرَفُوهٰا إِنّٰا وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا عَلىٰ أُمَّةٍ وَ إِنّٰا عَلىٰ آثٰارِهِمْ مُقْتَدُونَ ﴿۲۳﴾زخرف
و اینچنین پیش از تو نیز ما هیچ پیامبری در هیچ امت و قریه ای نفرستادیم مگر آنکه مترفین آنها (بزرگان و صاحبان قدرت و مکنت و موقعیت) گفتند: «ما آباء (و اجداد و گذشتگان) خود را بر این روش و دین و آئین یافته ایم و ما (آنها را قبول داشته و) به ایشان اقتدا (و تقلید) می کنیم (و حاضر به ترک تقلید در دین نیستیم و هیچ تغییری را نیز درآن نمی پذیریم).»
وَ إِذٰا قِيلَ لَهُمُ اِتَّبِعُوا مٰا أَنْزَلَ اَللّٰهُ قٰالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مٰا أَلْفَيْنٰا عَلَيْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ كٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لاٰ يَهْتَدُونَ ﴿۱۷۰﴾بقره
- و چون به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است پیروى کنید (و الان از ثقلین پیروی کنید و بدعتهای غیر ثقلین را رها کنید)»؛
- مى گویند: «نه!، بلکه از همان چیزى که پدران خود را بر آن یافته ایم، پیروى مى کنیم.»
- آیا هر چند پدرانشان چیزى را درک نمى کرده و به راه صواب نمى رفته اند (و بدعت در دین وارد کرده اند، باز هم در خور پیروى هستند]؟ (۱۷۰)

بله همیشه مشکل، و مانع اصلی پذیرش دعوت رسولان، عادت به دین آباء و اجدادی موجود، و دین مستقر و رسمی جامعه بوده،
به عبارت دیگر، عدم پذیرش هرگونه تغییر در دین موجود و و مقاومت در مقابل تحریف زدائی از آن، از یکطرف، و به خطر افتادن منافع و اهواء انفس بزرگان و مترفین قوم از طرف دیگر، دلیل اصلی مخالفت با رسولان بود.
همیشه در حین آمدن رسولان، بزرگان اصرار می کردند، و پیروان می پذیرفتند، که فقط از دین رسمی مستقر در جامعه پیروی کنند و زیر بار هیچ تغییر و تصحیح و پیام جدیدی نروند، گرچه پیام جدید، کاملاً عاقلانه صحیح و منطقی باشد.
در این رابطه خداوند در سوره قمر آیه سوم می فرماید:
- وَ كَذَّبُوا وَ اِتَّبَعُوا أَهْوٰاءَهُمْ وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقرٌّ ﴿۳﴾قمر
و (رسولان را) تکذیب کردند و هواهای نفسانی (و منافع خویش) را دنبال کردند، و از امر (و دین) مستقر (و جا افتاده در جامعه) پیروی کردند.
مشکل وقتی بزرگتر و لاینحل تر می شد که اکثرا رسولان، قبل از برانگیخته شدن و آغاز مأموریت خود، افرادی به ظاهر عادی و بلکه مظلوم و سر بزیر و منزوی، و دور از جاه و مقام و موقعیت و شهرت متداول در جامعه بودند، و به همین دلیل، با تعجب و اعتراض متدینین و بزرگان جامعه قرار می گرفتند.
بزرگان جامعه اعتراض کرده و می گفتند اصلا این شخص چه کاره است؟ و چه حقی دارد که در دین اظهار نظر کند! و به بزرگان عیب و ایراد بگیرد! و بخواهد در دین موجود رسمی تغییراتی ایجاد کند؟!
وَ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قٰالَ اَلْكٰافِرُونَ هٰذٰا سٰاحِرٌ كَذّٰابٌ ﴿۴﴾سوره ص
و از اینکه هشداردهنده اى از خودشان(فردی عادی مثل خودشان!) برایشان آمده درتعجب کرده (و تکذیب کرده)، و منکران مى گویند: «این، ساحرى کذاب است!
چونکه می گفتند اگر هم تغییراتی لازم باشد، رجال بزرگ و عظیم دین باید اینکار را بکنند، و اگر هم بنا باشد نماینده ای از طرف خدا بیاید، باید از بین بزرگان و عظمای دین باشد و نه یک فرد گمنام و غیر معروف و حتی درس دین نخوانده! :
وَ قٰالُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ هٰذَا اَلْقُرْآنُ عَلىٰ رَجُلٍ مِنَ اَلْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ ﴿۳۱﴾زخرف
و گفتند: «چرا این قرآن بر رجل عظیمی (از رجال عظام) دو شهر(یعنی مکه و طائف ) فرود نیامده است؟»
(چنانچه امروز، میگویند اگر بنا باشد نائبی یا پیامی از طرف امام زمان بیاید، باید به یکی از مراجع عظام نجف و قم بیاید!)
یعنی برای خدا و امام زمان تکلیف معین می کنند که رسول و فرستاده شان را باید از کجا و بین چه کسانی تعیین کند وگرنه قابل قبول نخواهد بود!
و خداوند جواب می داد که:
- ...اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ...انعام☆۱۲۴☆
خداوند خود می داند پیامش را توسط چه کسی بفرستد و کجا قرار دهد!(یعنی اینها لازم نیست برای خدا وند یا امام زمان تعیین تکلیف کنند!)
بنابر این می بینیم که رسولان افرادی ساده، عادی و مظلوم و مستضعف بودند، و وقتی هم مبعوث می شدند، اولین کاری که می کردند، تحریفات موجود در دین رسمی و مستقر جامعه برملا کرده و آن را غلط و تحریف شده معرفی می کردند، و با این کار منافع و موقعیت متولیان رسمی دین به خطر افتاده و با آنها درگیر می شدند.
از طرف دیگر، صاحبان قدرت سیاسی جامعه امثال فرعون نیز قدرت و موقعیت خود را در معرض تهدید و خطر جدی دیده و با رسولان از در مخالفت در آمده و به اصطلاح با آنها و پیروانشان برخورد امنیتی می کردند! (که البته در عمل نیز با دعوت جدید پایه های حکومت و قدرتشان متزلزل گردیده و نهایتا متلاشی می شدند!)
لذا هر دو قدرت سیاسی و دینی جامعه، احساس خطر کرده و آژیر خطر را به صدا در آورده و مشترکا بر علیه رسولان وارد صحنه شده، و حتی رسولان و پیروان آنها را تهدید به قتل و زنجیر و زندان و شکنجه کرده و احیانا تهدیدهایشان را نیز عملی می کردند و امثال بلالها و یاسر و سمیه ها و یا ساحران ایمان آورده فرعون، را در معرض قتل و کشتار و شکنجه قرار می دادند.
به سه آیه زیر از قرآن کریم که از این موضوع صحبت می کند توجه کنیم:
۱- وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسىٰ وَ لْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخٰافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِي اَلْأَرْضِ اَلْفَسٰادَ ﴿۲۶﴾غافر
و فرعون گفت: «مرا بگذارید موسى را بکشم اوهم پروردگارش را (به کمک خودش) بخواند.(در دادگاه بعد از صدور حکم زندان، به بنده هم همین را گفتند! گفتند حالا احمدالحسن را صدا کن تا نجاتت دهد!)
(فرعون گفت) من مى ترسم او (که بدعتگزار است) دین شما را تغییر دهد یا در این سرزمین فساد کند.»
۲- قٰالُوا إِنّٰا تَطَيَّرْنٰا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَ لَيَمَسَّنَّكُمْ مِنّٰا عَذٰابٌ أَلِيمٌ ﴿۱۸﴾یس
آنها (به رسولان گفتند): «ما[حضور] شما (رسولان و انصارشان) را به شگون بد گرفته ایم(به شما مشکوکیم و از فعالیتهای شما احساس خطر می کنیم). اگر(از دعوت و فعالیتهایتان) دست برندارید، سنگسارتان مى کنیم و قطعا (دستگیر و زندانی شده و) شکنجه های دردناکی از ما به شما خواهد رسید.»
۳- ... كُلَّمٰا جٰاءَهُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْوىٰ أَنْفُسُهُمْ فَرِيقاً كَذَّبُوا وَ فَرِيقاً يَقْتُلُونَ ﴿۷۰﴾مائده
هر بار رسولی چیزى بر خلاف دلخواهشان برایشان آورد، یا آنها را تکذیب کرده و یا آنها را مى کشتند.
۳-----------------------------------ا
اینک که آخرالزمان و زمان ظهور موعود ملل فرا رسیده و فرستاده ای تحت عنوان یمانی از طرف امام زمان عج آمده (فرستاده ای که از پیش وعده داده شده و در احادیث آمده بود) آیا انتظار داریم عکس العمل مرسوم همه امم و ملل، اینبار تکرار نشود؟ و امری غیر آن پیش آید؟ و بزرگان قوم و پیروانشان از فرستاده با آغوش باز استقبال کرده و از مقام و موقعیت خود دست کشیده و بلا فاصله او را پذیرفته، و همه اموال جمع شده و پیروان دستبوس را تحویل او دهند و خود کناری روند؟
هیهات!
خداوند می فرماید:
اِسْتِكْبٰاراً فِي اَلْأَرْضِ....فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلاّٰ سُنَّتَ اَلْأَوَّلِينَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اَللّٰهِ تَبْدِيلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اَللّٰهِ تَحْوِيلاً ! (فاطر۴۳)
- پیامبر اکرم ص قسم خوردند که امتش، موبه مو و حذوالنعل بالنعل اعمال گذشتگان را تکرار خواهند کرد.
- امام صادق ع تأکید کردند که قائمشان در وقت قیام، با مصائب و مشکلاتی سخت تر و شدیدتر از مصائب و مشکلات رسول خدا ص مواجه خواهد شد:
- سمعت أبا عبد الله (عليه السلام) يقول: إن قائمنا إذا قام استقبل من جهل الناس أشد مما استقبله رسول الله (صلى الله عليه وآله) من جهال الجاهلية.
- قلت: وكيف ذاك؟
- قال: إن رسول الله (صلى الله عليه وآله) أتى الناس وهم يعبدون الحجارة والصخور والعيدان والخشب المنحوتة، وإن قائمنا إذا قام أتى الناس وكلهم يتأول عليه كتاب الله يحتج عليه به.... غیبت نعمانی ص۳۰۷.
- بله امام صادق ع فرمود قائم ما در اثر جهل و نادانی مردم، با مشکلاتی سختتر از مشکلات رسول الله ص مواجه خواهد شد!
- چرا؟
چون دشمنان رسول خدا مشرکینی بودند که بتهائی از سنگ و چوب می پرستیدند، اما دشمنان قائم ع علما و فقهائی خواهند بود که با آیات قرآن (و احادیث) به جنگش خواهند رفت!
- حال آیا با این توضیحات مشخص شدکه چرا علما و فقها، و متدینین و مقلدین آنها، با قائم ع خواهند جنگید؟
- بله دقیقا به همان دلیل که پیشینیان جنگیدند: رفته رفته و ذره ذره به مرور زمان، دین خدا تغییر یافته و تحریف می شد، بطوری که حین آمدن رسولان، از دین خدا جز یک اسم و رسم پرطمطراق توخالی، همراه با سلطنت دینی روحانیان، چیزی نمی ماند، و رسولان، در همان ابتدای کارشان، بر علیه این دستگاه تحریف شده و پرطمطراق موضع می گرفتند(برای روشنتر شدن قضیه، آیات اول سوره یاسین را با دقت مطالعه فرمائید، یا فیلم یوسف پیامبر و همینطور مریم مقدس را ببینید).
بله اهلبیت عصمت ع پیشاپیش به ما خبر دادند که حین ظهور قائم ع هم از اسلام جز اسمی و از قرآن جز رسمی باقی نخواهد ماند:
- وذلك: إذا لم يبق من الإسلام إلا اسمه ومن القرآن إلا رسمه، وغاب صاحب الأمر بإيضاح الغدر له في ذلك، لاشتمال الفتنة على القلوب حتى يكون أقرب الناس إليه أشدهم عدواة له... احتجاج طبرسی ج ۱ ص ۳۸۲
- در حین آمدن صاحب امر از اسلام جز اسمی و از قرآن جز رسمی (و در حدیث دیگر جز درسی) نخواهد ماند چون همه دچار فتنه شده (و رو به جاه و مال و مقام و شهرت و حب دنیا خواهند آورد) طوری که در اثر غدر (توطئه برای کشتن) قائم ع مجبور به غیبت و مخفی شدن خواهد شد، و آنهائی که از همه به او نزدیکتر بودند (شیعه ای که همیشه سنگش را به سینه می زد و بی صبرانه انتظارش می کشید) شدیدترین عداوت را با او پیش خواهند گرفت (در حد توطئه برای کشتنش)
- و امام باقر ع فرمود:
" إن قائمنا إذا قام دعا الناس إلى أمر جديد كما دعا إليه رسول الله (صلى الله عليه وآله)، وإن الإسلام بدأ غريبا وسيعود غريبا كما بدأ، فطوبى للغرباء ". غیبت نعمانی ص۳۳۶.
چون قائم ما بیاید مردم را به امر جدیدی دعوت خواهد کرد (یعنی امری که با دین رسمی موجود خوانائی نداشته و چیزی جدید به نظر می آید) مثل رسول الله ص که امر جدیدی آورد! و در نتیجه همانطور که پیامبر در آغاز کار(طرد شد و) غریب و تنها بود، او هم (طرد شده و طرید و شرید و) غریب و تنها خواهد بود (و اقلیتی بسیار کم و غریبانه از او پیروی خواهد کرد) پس خوشا به حال آن (اقلیت) غریب و تنها!
- بله با آیات و احادیث به جنگش می روند و تکذیبش می کنند و دهها شبهه علیه اش ایجاد و مطرح می کنند، چونکه از اواحساس خطر می کنند! او تحریفات موجود در دین رسمی را برملا کرده و نهایتا هرچیزی که قبل از خودش (به اسم دین و غیر آن) بود، مثل رسول الله ص ، منهدم خواهد کرد، و اسلام جدیدی خواهد آورد (اسلام اصلی و تحریف نشده را از نو مستقر خواهد کرد) و در این راه با کسی مجامله و مسامحه نخواهد کرد و به کسی هم رحم نخواهد کرد:
- يصنع كما صنع رسول الله (صلى الله عليه وآله)، يهدم ما كان قبله كما هدم رسول الله (صلى الله عليه وآله) أمر الجاهلية، ويستأنف الإسلام جديدا " غیبت نعمانی ص۳۳۶.
او مثل رسول الله، همه چیز قبل از خود را نابود و منهدم خواهد کرد، و اسلام جدیدی را مستقر خواهد کرد (یا اسلام حقیقی را مجددا پیاده خواهد کرد)
- وقال (عليه السلام): إذا خرج يقوم بأمر جديد، وكتاب جديد، وسنة جديدة، وقضاء جديد، على العرب شديد، وليس شأنه إلا القتل، لا يستبقي أحدا.... غیبت نعمانی ص ۲۶۳.
آنگاه که او بیاید، امری جدید، کتابی جدید، و سنتی جدید خواهد آورد، که قبولش برای عرب (متولیان دین و پیروانشان) شدید و سنگین خواهد بود، اما او به کسی از دشمنان و معاندین رحم نخواهد کرد و همه را از دم تیغ خواهد گذراند و یکیشان را زنده نخواهد گذاشت. از کتاب غیبت نعمانی.
به این شکل طبیعی است که صاحبان قدرت و سلطنت دینی احساس خطر کرده و با او به جنگ و مبارزه بر خیزند و هزاران شک و شبهه علیه او منتشر کنند تا مانع پیوستن عوام کالانعام به او شوند!
علی القاعده با این آیات و احادیث، علت اصلی شک افکنی ها و شبهه پراکنی ها باید برای ما روشن شود.
- و طبعا کسی که پیرو علما و فقهای آن زمان باشد با اینکه منتظر بود و کشته مرده قائم ع، به دستور بزرگانش،او را کذاب و فتنه گر و بدعتگزار پنداشته و با او، به عنوان کذاب و بدعتگزار و فتنه گر، راه عداوت و دشمنی پیش گرفته و حتی وارد جنگ خواهد شود، و یا حداقل گیج شده و حقیقت را تشخیص نداده و از او دوری کرده و از امرش خارج می شود. (مثل یهود که با حضرت مسیح و حضرت رسول ص وارد جنگ شدند گرچه گروه اصلی منتظران بودند)
- اما کسانی که در قید و بند دین نبوده و مقلد علمای زمان قائم ع نباشند، توجهی به شبهه افکنی آنها نکرده براحتی دعوتش را لبیک می گوید، مثل بلالها و ابوذرها که هیچ دینی نداشتند! :
سمعت أبا عبد الله (عليه السلام) يقول: إذا خرج القائم (عليه السلام) خرج من هذا الأمر من كان يرى أنه من أهله ودخل فيه شبه عبدة الشمس والقمر. غیبت نعمانی ص۳۳۲.
امام صادق ع فرمود: آنگاه که قائم ع بر خیزد آنها که خود را اهل این امر می دانستند(شیعه بودند و منتظر،) از این امر خارج می شوند و افرادی شبیه ماه و خورشید پرست (افرادی که اهمیتی به دین نمی دادند و مقلد وپیرو فقها نبودند) وارد این امر و دعوت می شوند
- ويسير إلى الكوفة فيخرج منها ستة عشر ألفا من البترية شاكين في السلاح، قراء القرآن، فقهاء في الدين....معجم احادیث امام مهدی ج۳ص۳۰۷
- مضمون حدیث این است که شانزده هزار نفر از قرآن خوانان و فقهای کوفه و نجف علیه قائم ع خروج می کنند!
- یعنی همان کار یهود در قبال حضرت مسیح و حضرت پیامبرص، از طرف شیعه و بزرگانش تکرار می شود! و دقیقا به همان دلیل!
امید که با این توضیحات که مبتنی بر آیات و احادیث بود، علت و سرچشمه اصلی "شبهات" روشن شود و افراد عاقل و بالغ (به لحاظ فکری) و روشن ضمیر و بصیر، دنیا وآخرت خود را چشم و گوش بسته به علما و بزرگان خود نسپارند و خود تفکر و تعقل کنند و خود را از هلاکت در در این دوران آخرالزمان نجات داده و ندای "هل من ناصر" یمانی آل محمدص را در این لحظات ظهور، لبیک گویند و از یاران قائم آل محمدص شوند! چنین بادا!

شبهاتی که مکذبین به رسول الله (ص) وارد کردند

مقاله شماره (۶) شبهاتی که مکذبین به رسول الله (ص) وارد کردند
بسم الله الرحمن الرحیم
باید توجه داشت که از آنجائیکه باطل هرگز تاب مقاومت در قبال حق را ندارد، و به فرموده خداوند ان الباطل کان ذهوقا، باطل ضعیف و شکننده می باشد، منکرین و تکذیب کنندگان رسولان، هرگز از راه عقل و منطق و استدلال، با رسولان وارد بحث و مناظره نمی شدند، مثلا هر گز نمی توانستند با عقل و منطق ثابت کنند که پرستیدن چوب و سنگ بهتر از پرستیدن الله واحد خالق زمین و آسمانهاست! یا هرگز نمی توانستند طی یک رودر روئی منطقی، پاسخ ایرادات و اشکالات بسیار عاقلانه و محکم و مستدل و منطقی و شکننده رسولان را بدهند! لذا همیشه از بحث و استدلال برابر و منطقی فرار می کردند، زیرا که پیشاپیش نیک می دانستند که در این میدان شکست آنها حتمی است.
لذا راهی را که انتخاب می کردند این بود که از دور ایستاده و سنگ و کلوخ پرتاب کنند! سنگ و کلوخ شبهات و افتراء و تهمتها و اتهامات دروغ! تا شاید بدین وسیله اذهان عمومی را مغشوش و مشوش کنند تا به کلام منطقی رسولان گوش فرا ندهند!
و طبعا وقتی می دیدند از این راه نیز نمی توانند پیشرفت پیام زلال رسولان را متوقف کنند، سلاح همیشگی خود را پیش می کشیدند: دستگیری و زندان و سرکوب! و از آنجائیکه ان الباطل کان ذهوقا، در این وادی نیز نهایتا کاری پیش نبرده شکست خورده و نابود و مزمحل می شدند و روانه زباله دان تاریخ و نهایتا راهی جهنم می شدند!
مشرکین و مکذبین مکه نیز از اسلافشان استثنا نبوده و راه آنها را پی گرفته و این شیوه را با رسول الله (ص) در پیش گرفتند، (چنانچه امروز نیز ادامه دهندگان راه آنان همان راه و روشها را تکرار می کنند!) چرا که خیلی روشن و بدیهی بود که آنها هرگز توانائی پاسخگوی به ایرادات و اشکالات محکم و منطقی که رسول خدا ص بر دین تحریف شده و بتها و بزرگان آنها وارد می کرد را ندارند و نخواهند داشت، (چنانچه امروز نیز منکرین و مکذبین تا حالا نتوانسته اند پاسخ اشکالات محکم یمانی ع بدهند) و می دانستند و می دانند که چنان رودر روئی منطقی، نهایتا حاصلی جز شکست فضاحت بار و رسوائی برای آنها نخواهد داشت، و همینطور می دانستند که هرگز یارائی و توانائی رد و پاسخگوئی به سوره های قران را (و امروز کتابهای سید یمانی را) ندارند!
لذا تنها راهی که برایشان باقی می ماند، غیر از آزار و اذیت و سرکوب، پخش و انتشار اتهامات بی اصل و اساس و ایجاد شبهات و ایرادات بی مایه و سبک، و زیر علامت سؤال بردن رسول خدا ص از طریق این شبهات بود! شاید که بدینوسیله مانع انتشار و گسترش سریع این دعوت پاک و مبارک شوند! اما زهی خیال باطل که نمی دانستند، و هنوز هم نمی دانند! که،
چراغی که ایزد بر فروزد
هر آنکس پف کند ریش (و همینطور ریشه اش) بسوزد!
و در نتیجه رهسپار جهنم و زباله دانی تاریخ شدند و اسلام (و در پی آن امروز دعوت مبارک یمانی) از روز نخست تاکنون، فقط و فقط در حال گسترش بوده و هست و خواهد بود!

Wednesday, July 1, 2015

صدای ملکوتی  امام احمد الحسن ع  در  پالتاک مصاحبه بطور کامل در 105 دقیقه میباشد

https://drive.google.com/file/d/0B9h3Lr_QpEEWZzRXNUNxQmlod0k/view

Saturday, May 23, 2015

پیام امام احمد الحسن ع به دولت عراق 23/5/2015

رخصت(جنگ بادشمنان)به جنگجویان(اسلام)داده شد، زیرا آن ها از دشمن، سخت ستم کشیدند، وخدا بریاری آن ها تواناست، آن مومنانی که(به خاطر ستم کافران)به ناحق از خانه هایشان آواره شده(و)جزآن که می گفتند: پروردگارِما خدای یکتاست(هیچ جرمی نداشتند)و اگر خدا(رخصت جنگ ندهد و)دفع شرِّ بعضی از مردم را به واسطه بعضی دیگر، نکند، همانا صومعه ها و دِیر و کنشت ها و مساجدی که درآن نماز وذکر خدا بسیار می شود، همه خراب و ویران می شد و هر که خدا را یاری کند، البته خدا او را یاری خواهد کرد، خداوند قوی و با عزت است، (آنان که خدا رایاری می کنند)آن هایی هستند که اگر در روی زمین به آنان اقتدار وتمکین دهیم، نماز به پا می دارند و زکات به مستحقّان می دهند وامر به معروف ونهی از منکر می کنند و عاقبت کار ها به دست خداست"(حج 39.41)
خیلی وقت قبل از سیطره بعضی از وهابی های گروه معروف به داعش، در بعضی از مناطق و استان های عراق؛ بیان کردم که این اتفاقات می افتد.
این متنی است که دراین صفحه مبارک، در تاریخ16دسامبر2012 نوشتم:
((به مناسبت:
ورود اسیران آل محمد به شام
اتفاقاتی که امروز در سوریه اتفاق می افتد.
دعوت خود را بار دیگر تکرار می کنم ومسلمانان در هر مکان را مورد خطاب قرار می دهم، مخصوصاً در عراق، برای توجه(وجمع شدن)حول پرچم حق مهدوی، برای مواجهه با القاعده سفیانی -ذبح کننده- افرادی که در سوریه جمع شدند، به واسطه کمک حکومت آمریکا و اتباع آن و عراق را قدم بعدی خود می دانند.))
بعد از اتفاقاتی که در عراق افتاد، سوالات زیادی از سوی مسئولین وسربازان در لشکر عراق -افرادی که به دعوت حق مهدوی ایمان دارند- مبنی بر وظیفه آن هاپرسیده شد، و من برای آن ها در آن زمان، وظیفه شان را روشن ساختم که باید (باآن ها)بجنگند و از سیطره آن ها بر سرزمین عراق و مقدسات جلوگیری کنند، و خداوند خواست که بعضی از این مسئولین و سربازان به شهادت برسند، درحالی که از سرزمین و آبرو و مقدساتشان دفاع می کردند.
همان طور که انصار از شهر"بَلَد" و هم چنین شهر"تَلَعفَر" -قبل از سقوط آن ها- دفاع کردند، و درنجف، انصار به حکومت محلی آن جا آمادگی خود را برای دفاع از نجف اعلام نمودند، همان گونه که مراازاین مسئله باخبر نمودند، اما درکربلا حکومت محلی که در کربلا حکومت می کرد، حسینیه انصار امام مهدی را بستند، (و)مومنین مرا از این مسئله باخبر نمودند، دلیل این بود که مومنین در کربلا به آن ها گفتند که آماده دفاع از کربلا و قربانی شدن با خون هایشان هستند، و پاسخ حکومت محلی یا گروهی که در کربلا حکومت می کنند، این بود که حسینیه انصار امام مهدی در کربلا را بستند، متاسفانه این وضع عمومی عراق است، که با منطق گروه ها در آن حکومت می کنند، یا هر فردی که برانجام کاری پیروز شد، آن کار را انجام می دهد(منظور این است که درآن جا زور وقدرت حکم فرما است)افرادی که در عراق حکومت می کنند، قانونی وجود ندارد که نسبت به آن ها حکم کند یا درآن دادخواهی کنند، یا نسبت به قانونی که آن را وضع کردند.
پایمال نمودن وبی برنامگی و تفکر(فقط) با عقل گروه هایی که حکومت عراق به واسطه آن متمایز است، چه(حکومت)مرکزی چه (حکومت)منطقه ای، از زمان ورود آمریکا تاامروز(این عوامل) مهم ترین دلایل سقوط تلعفر و بقیه مناطق عراق است.
من در این جا نمی خواهم شخصی را نقدکنم، اوضاع خیلی خطرناک است، سخن زیادی نمی گویم، از ما ودیگران درخواست قربانی شدن، شده است، برای محافظت از مقدسات و سرزمین وآبرو، مطالبی که بیان کردم را به خاطر دلیل زیر، به صورت مختصرآوردم.
آن چه امروزبرای اقامه حجت می خواهم بگویم این است که: اوضاع خیلی خطرناک است، بعدازاین که گروه های وهابیت بر "الانبار"عراق سیطره پیداکرده است، و سوریه را خراب کردند، و به سمت بغداد درحال حرکت هستند، و الان اوضاع خوبی برای بغداد و کربلا و نجف و بقیه استان ها عراق نیست، به همین خاطر ما آمادگی داریم تا نیرو های جنگی برای دفاع از سرزمین عراق ومقدسات، تشکیل بدهیم، اگر حکومت مرکزی عراق، آمادگی همکاری با انصارامام مهدی برای دفاع از سرزمین عراق و مقدسات را دارد، رئیس وزراء عراق یا نماینده رسمی او یا وزیر دفاع یا نماینده رسمی او یا وزیر کشوریا نماینده رسمی او با مکتب رسمی نجف اشرف ارتباط برقرار کند(ودیدارکند)، برای مُنسجم کردن تشکیل نیرو های جنگی و مسلح نمودن آن ها و تجهیزآن ها برای دفاع از سرزمین عراق و مقدسات.
خدایا شاهد باش که ما (دستورتو را)رساندیم، و حجت ودلیل کاملی آوردیم که پوشیدگی درآن نیست.
(پیام فیس بوک سید احمدالحسن ع)

Thursday, May 7, 2015

دعای فرج

امام زمان(عج) به یکی از دوستان خود که از آن حضرت پرسیده بود: آقاجان! چرابا اینکه ما این همه دعای فرج را میخوانیم شما نمی آیید؟
فرمودند: شما که دعای فرج نمیخوانید! شما
دعای سلامتی من را میخوانید (یعنی اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن)
شما باید دعای(الهی عظم البلا) را زیاد بخوانید.
امام زمان و سیدبن طاووس صفحه238.نجم الثاقب صفحه 480